چهره دین نماز است

نمازهایم اگر "نماز" بود که موقع سفر، ذوق نمی کردم از شکسته شدنش!
نمازهايم اگر نماز بود که رکعت آخرش این قدر کیف نداشت!
اگر نمازم نماز بود، تبدیل نمی شد به یک فرصت طلایی برای خلق ایده های بکر!! تبدیل نمی شد به مناسب ترین زمان تحلیل رفتار فلان همکار! تبدیل نمی شد به ماشین حساب!!
نه. نمازهایم"نماز" نیست.
اگر نماز بود، یک "کارواش قوی" می شد و با فشار می شست از دلم همه ی سیاهی ها را، لکه ها را.
اگر نماز بود، می شد "کیمیا" و مس وجودم را تبدیل می کرد به طلا...
اگر نمازم نماز بود،
می شد پل، می شد پناهگاه، می شد دارو، می شد مرهم، می شد درمان، می شد میعادگاه، می شد دانشگاه....
خدایا:
بر من منت بگذار و کاری کن نمازهایم، "نماز" شود....فقط همین
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :
سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.
قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ فرمود :
برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !
از آيت الله بهجت(ره) سوال شد:
چه كنيم تا نماز صبحمان قضا نشود؟
در پاسخ فرمودند:
كسي كه باقي نمازهايش را در اول وقت بخواند
خدا او را براي نماز صبح بيدار خواهد كرد.
امام صادق(علیه ا لسلام) فرمود:
عا لمى نزد عابدى رفت و به او گفت نماز خواندنت
چگونه و در چه حد است؟
عابد گفت: مانند منى را از نمازش مي پرسند؟!
در صورتيكه من از فلان زمان و فلان وقت عبادت خدا ميكنم.
عا لم گفت: گريه كردنت چگونه است؟
گفت چنان ميگريم كه اشكهايم روان مىشود.
عا لم گفت: همانا اگر خنده كنى و ترسان باشى،
بهتر است از اينكه گريه كنى و ببا لى.
هر كه به خود ببا لد چيزى از عملش بالا نرود (پذيرفته نشود).
اصول كافى ج: 3 صفحه 428